امدم تازه/
آزادی شاید خم شدن مختصر زانوهاست .
آزادی شاید یک پا را کمی جلو گذاشتن است .
و آزادی شاید ...
- چشم بستیم و ندیدیم چشم بندی را
اشک ریختیم و نبستیم درد مندی را
من که از خواب بلند خواهم شداین روزها
دست بستیم و نخواستیم آشتی را
من چقدر عاشق این دنیایم
من چقدر عاشق این آسمانم - از غم عشق خودکشی خواهم کرد
- من چقدر عاشق این منانم
زندگی رستن نیست
زندگی گشتن نیست
زندگی عشق تو است
من برای عشق تو میبندم چشمم را
اوج احساس من و تو کم نیست؟ - میروم خاموش کنم اشکها را
- تو فقط آماده ی من باش که از
- روی دلت پرت شوم در سویت
- خاموشی دفتر.برگها.دردها.را ول کن
- لحظه ای اوج نگه را با من باش...
دوستت دارم تکبیر من است از تو...
باور کن هر از گاهی
بغض می خورم پنهانی
کار هر شبم نيست به خدا
تو که بهتر می دانی
يکمی دلم می گيره بعضی وقتا نمی دونم از چيه....
دلگيرم
دلگيرم
از داد و بيداد
از نور مهتاب
از حرف مردم
از سقف بی خواب
از عشق حالا
از دست بيمار
از يار بی درک ...
باريد؟/؟
آن شب که باران باريد
خواب بودم
خواب می ديدم،
فکر می کنم!
خواب می بينم!
ساعت چند است؟
دستم را گرفته ای؟
آماده ام برای گول خوردن ...
باران تمام شد؟
گول خوردم؟
پی نوشت:
(................................................
گاهی حرف نزنم بهتر است چون حس می کنم درکش بيشتر می شود)
رنگم می پرد،
ماه زرد می شود
حرکتت در من
با هوس قهوه ی تلخ
شب بازی می کنیم،
می پرم از رویت با پلکهایم ...
خودم.
حباب می شود بغضم
عاشق کور نيست
کور نيستم
باران قدم می زند در من
و حيف می شوم
با تو...
****************************
می خندد
حرفم تکراری ست
می خندد
عشقم تکراری ست
می خندد
نگاهش می کنم
می خندد
گريه می کنم
می خندد
ناله ام در راه
می خندد
می ميرم...
می خندد؟؟؟
گر می گيرد بوسه هايت
روان می شوم بر تو،
خال روی لبم
نشان مهر توست...
..........................................
(حدس بزن...!)
